کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 15 آذر ماه ، 1387
 
تبليغات



خرید پستی


منوي اصلي

منوی اصلی

 

صفحه اصلی

 

امار : Bookmark and Share

 

موضوعات سایت

 

جوک

 

کلیپ موبایل

 


آمار کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:450
جديدترين کاربر: kaviar

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 311
 بارديد ديروز : 1,153
 بازديد کلي : 330607
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 108
اعضا: 1
مجموع: 109

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 22
اعضا: 0
مجموع: 22

اعضاي آنلاين:

لينك هاي جالب

داستان
مطالب جالب

سلام از امروز میخوام بعضی وقتها داستان های قشنگ بذارم که از خوندنشون لذت ببرید لطفا وبلاگها اگر کپی کردید یه منبع بنویسید ممنون .

اسم این داستان در غلتان که میتونید تو ادامه مطلب بخونید خیلیم طولانی نیست اما واقعا قشنگه من پیشنهاد میدم بخونید ...



در غلتان

روزی صدفی صدف دیگر را گفت : در اندرون خود دردی بس جانکاه حس میکنم یک شی گرد و سنگین در دل دارم که مرا بسی آزرده و رنجیده کرده است.

صدف همسایه از سر نخوت و بزرگ بینی با خونسردی پاسخ داد : آسمان و دریاها را سپاس که من در درون خویش هیچ دردی حس نمیکنم و در ظاهر و باطن سالم و سرخوشم .

در آن لحظه خرچنگی که از کنار صدف ها میگذشت صدای صدف ها را که با هم سخن میگفتند شنید و به صدفی که در ظاهر و باطن احساس سلامت و سرخوشی میکرد گفت : آری تو سلامت و سرخوشی اما دردی که همسایه ات در درون دارد مرواریدی است که زیبایی اش غیر قابل توصیف است .

ارسال شده در مورخه : جمعه، 18 مرداد ماه ، 1387 توسط sajjad  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : cun28ney
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

 
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

www.mashhadteam.ir